سلام دوستان امروز دوشنبه 2 اسفند 89 و ساعت 18 : 17 دقیقه است و اولین روز تاسیس وبلاگم در پرشین بلاگه من مهشید اخوان هستم متولد شهریور 71 ، ساکن تهران و در حال حاضر پشت کنکور . از اینکه من رو قابل دونستین و به وبم سر زدین ممنونم . تصمیم گرفتم وبم رو با یه شعری که واقعا دوسش دارم شروع کنم و تقدیم به همتون می کنم :
کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی :
از این عشق حذر کن
لحضه ای چند بر این نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم : حذر از عشق !؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم نتوانم !
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تونشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم . . .
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم نتوانم !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت . . .
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید !
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم
نه گرفتی از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی از آن کوچه گذر هم . . .
" بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم "
" بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم " . . .

| Design By : Mihantheme |


















