آساماه

بیایید آنقدر از خوبی ها بگوییم تا... جایی برای بدی نماند

هر تصمیم خدا یک لطف برای ماست           ساقی هرچه در پیمانه ریزد لطف اوست

خداوندا . . . آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم . . . شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که می توانم . . . و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم

خداوندا . . . دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها . . . یا به قدرت بی کرانت دستام را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی گردان

خداوندا . . . من در کلبه درویشانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری . . . من چون تویی دارم و تو چون خود نداری

لحضات شادی خدا را ستایش کن ، لحضات سختی خدا را جستجو کن ، لحضات آرامش خدا را مناجات کن  ، لحضات درد آور به خدا اعتماد کن و در تمام لحضات خداوند را شکر کن 

آرزوهات رو یه جا یاد داشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود . . .

خداوند زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحضه ای که احساس می کنی به آخر دنیا رسیده ای درست در نقطه آغاز هستی

هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که خدا هنوز از انسان نا امید نیست

خدایا تو آنچنانی که ما می خواهیم ما را آنچنان کن که تو می خواهی

مهم نیست قفل ها دست کیست مهم اینست که کلید ها دست خداست

قلبت رو خالی نگه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد به او بگو تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم . . . زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز دارم

اگر خداوند آرزویی را در دلت نهاد بدان توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است  

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

بعضی وقتا ما نا خواسته یه اشتباهی می کنیم یه کاری می کنیم که نباید بکنیم یه حرفی می زنیم که نباید بزنیم ، زمان هیچوقت به عقب بر نمی گرده تا درستشون کنیم ولی می تونیم با یه کارایی حتی کوچیک جبرانشون کنیم .

یه اشتباه هایی کردم که بعضی هاشونو حتی اگه زمان به عقب برگرده حاضرم دوباره انجامشون بدم با اینکه اشتباه بودن ولی قشنگن یاد آوری دوبارشون باعث تبسم میشه ، یه کارایی هم هستن که حاضرم بابتشون هرچی لازم باشه پرداخت کنم ولی هیچوقت اتفاق نیفتاده باشن . . .

با همه اینا به نظرم همه این کارا غلط یا درستش قسمته ، توی هرکدومشون یه درسه . . . یه جورایی آزمایش ما بوده تا خودمون به خودمون ثابت بشیم . . . انقد خودمونو دست کم نگیریم ، ما شایسته بهترینا هستیم اگر هم اشتباه کردیم خب آدمیم و جایزالاخطا ، بخشیدن خودمونو یاد بگیریم زیادی سخت نگیریم . . . توی اشتباه ما با نقاط ضعف و قوت خودمون آشنا میشیم ، بر خورد با شرایط مختلف رو . . . شدت اشتباه ما بستگی به نگرش و اهمیتی داره که خودمون بهش میدیم که بر اساس اون رفتار و نگرش ما دیگران هم همونطوری با ما برخورد می کنن . . .

ولی خدایی خدا همیشه هوامونو داره - پشت هر کاری یه حکمتی نهفتس که به نفعه مائه شاید الان متوجه نشیم ولی بعدا می فهمیم واقعا به این حرف از صمیم قلبم اعتقاد دارم . . .  


" امروز آخرین روز ترم اولمون بود کلاسامون تشکیل نشد چهارتایی رفتیم بیرون خیلی حال داد از چهارشنبه 21 دی امتحانامون شروع میشه تا 10 بهمن .

سلامتی و قبولی همه دانشجوها و استادای ترم یک حسابداری دانشگاه آزاد بومهن _ پاساژ حاج منصور  " ورودی های مهر 90

نوشته شده در پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

Don,t compare yourself with anyone in this world

در این جهان خودت را با هیچکس مقایسه نکن

if you compare ,  you are insulting yourself

چون در این صورت خودت را تحقیر کرده ای

no one will manufacture a lock without a key

هیچکس قفل بدون کلید نمی سازد

similary ، God won،t give problems without solution

خداوند نیز هیچ مشکلی را بدون راه حل نمی گذارد 

life smiles at you when you are happy

آنگاه که تو خوشحالی زندگی به تو لبخندمی زند

every successful person has a painful story

هر انسان موفقی داستان زندگی پر رنجی دارد

and every painfulstory has a successful ending

و هر داستان پر محنتی را پایانیست موفقیت آمیز

Accept the pain and get ready for success

سختی ها را بپذیر و برای موفقیت آماده شو

 if a problem can be solved ، no need to worry about it

اگر مشکلی قابل حل است نگرانی وجود ندارد

if a problem can not be solved ، what is the use of worrying

و اگر مشکلی قابل حل نیست نگرانی چه حاصلی دارد ؟

if you miss an opportunity ، dont fill the eyes with tears

اگر فرصتی را از دست دادی اشک در چشمانت حلقه نزند

 it will hide another better opportunity in front of you

چرا که باعث می شود فرصت های بهتر پیش رویت را نبینی

changing the face can change nothing

تغییر چهره چیزی را عوض نمی کند

but " facing the change " can change everything

ولی " دگرگونی درون " همه چیز را تغییر می دهد

همیشه سعی کن در زندگی خودت باشی ، اگر خودت را آنطور که هستی قبول داشته باشی مشکلاتت هر چند بزرگ باشد از بین خواهد رفت و زندگی شادی خواهی داشت . انگار در جشنی عظیم غرق در نور هستی                " هالگوان شری راجلیش "

سلامتی ، خوشحالی و موفقیت همه دوستام ، آمین

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

 هوسبازان کسی را که زیبا می بینند دوست دارند ، عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می بینند . . .

ساقی به نور باده بر افروز جام ما ، مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ، ثبت است بر جریده عالم دوام ما

 

در بازیه دل نگاه من مست تو بود ، هر برگ دلم شکسته پابست تو بود

من شاه دلم را به زمین انداختم ، اما چه کنم که تک دلم دست تو بود

 

مشنو از نی ، نی نوای بی نواست ، بشنو از دل ، دل حریم کبریاست

نی چو سوزد تل خاکستر شود ، دل چو سوزد محفل دلبر شود

 

در خواب چراغ تا سحر در دستم بود ، در خواب کلید هر چه در ، در دستم بود

زیبا تر از این خواب ندیدم خوابی ، بیدار شدم و دست تو در دستم بود

 

 یک شب از عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحضاتی ماندم

همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود

 

حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت ، هر کس که تو را دید به چشمان تو دل باخت

نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت ، دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت

 

 گاهی اوقات گذشتن از معشوق به خاطر عشق نهایت عاشق بودنه

 معشوقی را که چشم انتخاب کند چه بسا که محبوب دل نشود اما آن را که دل پسندد بی گمان نور چشم خواهد شد . . .

 آنها که دوستشان داریم و آنها که دوستمان دارند ما را پیدا خواهند کرد . . .

خدایا دوست بدار کسانی که دوستمان دارند و نمی دانیم و سلامت بدار آنهیی را که دوستشان داریم و نمی دانند . . .

 وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اتاقش پر عکس میشه ولی همیشه دلش واسه اونی تنگ میشه که نمی تونه عکسش  رو به دیوار بزنه . . .

 قشنگی زندگی اینه که بی خبر دعات کنن ، نبینیو نگات کنن ، ندونیو دوست داشته باشن . سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگ تره سعی کن بدونی پیش کی قشنگترین ستاره ای . . .

 دقایقی توی زندگیت هست که دلت برای کسی که دوسش داری اونقدر تنگ میشه که دلت می خواد اون رو از تو رویاهات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجود توآغوش بگیریش و بهش بگی دوسش داری . . . 

 منتظر کسی باش که اگه حتی توی ساده ترین لباس دنیا بودی تو رو به همه دنیا نشون بده و بگه این دنیای منه . . .

نوشته شده در یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

زندگی بافتن یک قالیست       نه به همان نقش و نگاری که خودت میخواهی      نقشه را اوست که تعیین کرده              تو در این بین فقط می بافی      نقشه را خوب ببین       نکند آخر کار قالی زندگی ات را نخرند . . .

زندگی حکایت اوست زندگی ، دفتری از خاطره هاست ، چند برگی را تو ورق میزنی ، ما بقی را قسمت . . .

زندگی دفتری از خاطره هاست . . . یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک . . . یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست . . . چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد . . . ما همه همسفریم . . .

زندگی زیباست     زندگی آتشگهی دیرینه پا بر جاست      گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست               ور نه خاموش است     خاموشی گناه ماست . . .

زندگی در گرو خاطره هاست      خاطره در گرو فاصله هاست      فاصله تلخترین خاطره هاست . . .

زندگی رسم خوشایندیست . . . ما گره خوهیم زد . . . دل ها را با عشق. . . زندگی را با مهر . . . ما به یک آینه . . . یک بستگی پاک قناعت داریم

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست           هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود           صحنه پیوسته به جاست          خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد . . .

 زندگی زیباست ، زشتی های آن تقصیر ماست           در مسیرش هر چه نا زیباست آن تدبیر ماست                          زندگی آب روانیست ، روان می گذرد      آن چه تقدیر من و توست همان می گذرد . . . 

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حالا که به آن دعوت شده ای با تمام وجود از آن لذت ببر . . .

 خدایا شکر به خاطر همه چیز ، کمکم کن : الحمد لله رب العالمین

نوشته شده در شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی  وقتی خواستیم گل سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم فقط به خاطر اینکه در گذشته یک یا چند تا از آرزو هایمان اجابت نشدند

زندگی را نخواهیم فهمید اگر عزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحضه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت و پیگیری ما بی نتیجه ماند

زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دست هایی را که برای دوستی به سمت ما دراز می شوند پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سو ء استفاده کرد

 زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر فقط چون یک بار در عشق شکست خوردیم دیگر جرات عاشق شدن را از دست بدهیم و از دل بستن بهراسیم

زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه شانس ها و فرصت های طلایی همین الان را نادیده بگیریم فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصت ها موفق نبوده ایم  

فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بسته ای می رسیم و یک صد کلید در دستمان است هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید اول همان کلید در بسته باشد ، شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم ، شاید کلید صدم کلیدی است که در را باز می کند و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود و نه کلید دیگر است

 یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند 

از روی همین زمین خوردن ها و بلند شدن هاست که معنای زندگی فهمیده می شود و ما با توانایی ها و قدرت های درون خود بیشتر آشنا می شویم

تولدم بود ، دانشگاه آزاد بومهن قبول شدم ، دیپلمم رو هم گرفتم

خدایا شکر . . .

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

سلام به همه دوستای گلم 

امیدوارم هر کجا که هستین حالتون خوب باشه .

روی ماه همتونو می بوسم از راه دور ، بابت نظراتون توی پست قبلیم از صمیم قلب از همتون ممنونم ، خیلی با محبتین واقعا غافلگیر شدم . 

امروز 8 شهریور 90 بالاخره 19 سالم شد . . . هورا ا ا ا ا ا . . . 

از صمیم قلبم برای همه دوستای وبلاگ نویسم ، مدرسه ام ( یادش بخیر ) ، دورو بریام ، معلمام و همه کسانی که الان توی ذهنم هستن و نیستن  آرزوی سلامتی و خوشبختی می کنم 

برای الهام _ میثم _ محمد _ علی و همه امواتمون مخصوصا بد وارث و بی وارث طلب آمرزش می کنم فرشته  

برای ظهور حضرت مهدی _ شفای همه بیمارا _ سربلندی پدر و مادرامون _ اصلاح حکومتمون و آخر موفقیت هممون توی همه مراحل زندگی 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

خب از این صحبتا که بگذریم ،

 

تفلد    تفلد    تفلدم مبارک       مبارک    مبارک    تفلدم مبارک

 بیام  شمع  ها رو  توت کنم        تا  24  سال   زنده     باشم

 

اول تبریک !  

بعد یه انتقاد از خودم و وبم !  

ممنون از حضور پر مهرتون  

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

the best cosmetic for lips is truth

زیباترین آرایش برای لبان شما راست گویی

for voice is pray

برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity

برای دستان شما بخشش

for heart is love

برای قلب شما عشق

and for life is friendship

و برای زندگی شما دوستی هاست

no one can go back and make a new start

هیچکس نمی تونه به عقب برگرده و همه چیز رو از نو شروع کنه

anyone can start from now and make a brand new ending

ولی هر کس می تونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی رو برای خودش رقم بزنه

god didnt promise days without pain

 خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر اینکه حتما روز های ما بدون غم بگذره 

laughter without sorrow ، sun without rain ،

خنده باشه بدون هیچ غصه ای ، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی ، نداده

but he did promise strength for the day ، comfort for the tears

ولی یه قولی رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات ، تحمل سختی ها رو برامون آسون می کنه

and light for the way

و چراغ راهمون میشه

disappointments are like road bumps ، they slow you down a bit

نا امیدی ها مثل دست انداز های یک جاده می مونه ، ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن  

 but you enjoy the smooth road afterwards 

ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

dont stay on the bumps too long

بنا براین روی دست انداز ها و نا همواری ها خیلی توقف نکن

move on

به راهت ادامه بده

when you feel down beacuse you didnt get what you want just sit tight and be happy

وقتی احساس شکست می کنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی ناراحت نشو

beacuse god has thought of something better to give you

 حتما خداوند صلاح تو رو این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده

when something happens to you ، good or bad

وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات می افته همیشه ،

consider what is means

دنبال این باش که چه معنی و حکمتی درش نهفته هست

theres a purpose to lifes sevents

برای هر اتفاق زندگی دلیل وجود دارد

to teach you how to laugh more or not to cry too hard

که به تو می آموزد چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری

you cant make someone love you

تو نمی تونی کسی رو مجبور کنی تو رو دوست داشته باشه

all you can do is be someone who can be loved

تمام کاری که می تونی انجام بدی اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

the rest is up to the persom to realize your worth

و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه

its better to lose your pride to the one you love

بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا اینکه

than to lose the one you love beacuse of pride

کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی

we spend to much time looking for the right person to love

ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن می کنیم

or finding fault with those we already love

یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم می کنیم

when instead

باید به جای این کار

we should be perfecting the love we give

در عشقی که داریم ابراز می کنیم کامل باشیم

never abandon an old friend

هیچ وقت یه دوست قدیمی رو ترک نکن

you will never find one who can take their place

چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

friend ship is like wine

دوستی مثل شراب می مونه

older it gets better as it grows

که هرچی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه

when people talk behind your back ، what does it mean ?

وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟

simple ! it means that you are two steps ahead of them

خیلی ساده ! یعنی اینکه تو دو قدم از اون ها جلوتری

SO ، KEEP MOVING AHEAD IN LIFE

پس به مسیرت در زندگی ادامه بده  

 

شنبه کنکور آزاد دارم ، جمعه سراسری . التماس دعا . . . 

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد و اگر اینگونه نیست تنهائیت کوتاه باشد و پس از تنهائیت نفرت از کسی نیابی ، آرزومندم که اینگونه پیش نیاید اما اگر پیش آمد بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی .برایت هم چنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد و ناپایدار ؛ برخی نادوست و برخی دوست دار ، که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد ؛ و چون زندگی بدین گونه است برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی ، نه کم و نه زیاد درست به اندازه ، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد تا که زیاده به خودت غره نشوی .و نیز آرزومندم مفید فایده باشی نه خیلی غیر ضروری ، تا در لحضات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه دارد .همچنین برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند چون این کار ساده ای است ، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی .و امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل نرسیده باشی و اگر رسیده ای به جوان نمایی اصرار نورزی ؛ و اگر پیری تسلیم نا امیدی نشوی چرا که هر سنی خوشی و نا خوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند .امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد ، چرا که به این طریق احساس زیبایی خواهی یافت به رایگان . امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بیفشانی هر چند خورد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد .بعلاوه آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی : " این مال من است " فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است .و در پایان اگر مرد هستی آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته شدید یا پس فردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید .اگر همه اینها که گفتم فراهم شد دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم !

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

دارا جهان ندارد ، سارا زبان ندارد               بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید ، البرز لب فرو بست    حتی دل دماوند آتشفشان ندارد

دیو سیاه در بند آسمان رهید و بگریخت       رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید زاینده رود خشکید             زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند                 گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد           نادر ز خاک برخیز میهن جوان ندارد

دارای کجای کاری ، دزدان سرزمینت           بر بیستون نویسند دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی فریادمان بلند است     اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی  اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید         شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش ای مهر آریایی  بی نام تو وطن نیز ، نام و نشان ندارد

چی بودیم و چی شدیم ولی اشکالی نداره دو باره با خون و غیرت خودمون میسازیمت وطنم . . . 

نوشته شده در پنجشنبه ٩ تیر ۱۳٩٠ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

به تو از تو می نویسم ، به تو ای همیشه در یاد ، ای همیشه از تو زنده لحضه های رفته بر باد ،

وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود ، وقتی از آزار پاییز برگ و باغ هم گریه می کرد قاصد چشم تو آمد مژده روییدن آورد .

ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو ای که می سوزم سرا پا تا ابد در حسرت تو ، به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد که به اسمت چو رسیدم قلمم به گریه افتاد ، ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم ، ای تو یارم از گذشته یادگارم

به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست . . .

در گریز نا گزیرم گریه شد معنای لبخند ، ما گذشتیم و شکستیم پشت سر پل های پیوند . در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود ، باید از هم می گذشتیم بر تر از ما عشق ما بود . . . ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم ، ای تو یارم از گذشته یادگارم

به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست . . . . . . . . . . . . . .  

متن آهنگی رو نوشتم که هر وقت گوش میدم به یادت می افتم

چهارشنبه 19 خرداد 89 بود . . . . . . .روز قبلش نذر کردم که اگه تو نباشی تا یک ماه دعای امام زمان و 70 بار سوره حمد رو برای سلامتیت بخونم . . .

هنوزم که هنوزه که یک سال گذشته باورم نمی شه تن عزیزت زیر خاک باشه وقتی اولین بار از یکی از دوستام شنیدم گفتم از روی حسودیش گفته ، اعتنایی نکردم

ولی وقتی اعلامیه رو روی دیوار دیدم بغضم گرفته بود ، صبح بود و خیابونا خلوت . . .

یادش به خیر روز تولدم با اون تفنگ پسر بچه . . .

همیشه می گفتی من اونو می بینم ولی اون منو نمی بینه . . .

عاشورا . . . طبل زن امام حسین بودی

میدونم انقد پاک بودی که خدا نخواسته توی این دنیا بمونی ( به همین سادگی فرزند اول خونواده ، دانشجوی رشته مهندسی . . . )

شاید الان کنارم نشستی و داری نگام می کنی . . .

برای شادی روحش آروم زیر لب زمزمه کن :

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم . . . . . . . . . . .

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

همسفر !

در این راه طولانی که ما بی خبریم و چون باد می گذرد

بگذار خرده اختلاف هایمان ، با هم باقی بماند

خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم ، مطلقا یکی

مخواه که هرچه تو دوست داری ، من همان را ، به همان شدت دوست داشته باشم .

و هرچه من دوست دارم ، به همان گونه ، مورد دوست داشتن تو نیز باشد .

مخواه هر دو یک آواز را بپسندیم ، یک ساز را ، یک کتاب را ، یک طعم را ، یک رنگ را ، و یک شیوه نگاه کردن را

مخواه که انتخاب هایمان یکی باشد ، سلیقه مان یکی ، و رویا هامان یکی ،

همسفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست ،

و شبیه شدن دال بر کمال نیست ، بلکه دلیل توقف است .

عزیز من !

دو نفر که سخت و بی حساب عاشق هم اند و عشق آنها را به وحدت عاطفی رسانده است

واجب نیست که هر دو صدای کبک ، درخت نارون ، حجاب برفی قله ی علم کوه ، رنگ سرخ  بشقاب سفالی را دوست داشته باشند .

اگر چنین حالتی پیش بیاید ، باید گفت یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافیست .

عشق ، از خود خواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است !

اما ، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست !

 من از عشق زمینی حرف می زنم که ارزش آن در " حضور " است ، نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری

 عزیز من ! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یک نیست ، بگذار یکی نباشد ،

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم

بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم

بخواه که همدیگر را کامل کنیم ، نه نا پدید

بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم

اما نخواهیم که بحث ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند

بحث باید ما را به ادراک متقابل برساند ، نه فنای متقابل !

اینجا سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست

سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست

بیا بحث کنیم ، بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم ، بیا کلنجار برویم

اما سر انجام نخواهیم که غلبه کنیم

بیا حتی اختلاف های اساسی و اصولی زندگی مان را ، در بسیاری زمینه ها ، تا آنجا که حس می کنیم

دو گانگی ، شور و حال به زندگی می بخشد نه پژمردگی ، افسردگی و مرگ . . . حفظ کنیم

من و تو

حق داریم در برابر هم قد علم کنیم

و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم ، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم

عزیز من

بیا متفاوت باشیم

 

 از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم نوشته زنده یاد نادر ابراهیمی

نوشته شده در یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

at least 5 people in this world love you so much they would die for you

حداقل 5 نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند ، که حاضرند برایت بمیرند

at least 15 people in this world love you T in some way

حداقل 15 نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند

the only reason anyone would ever hate you is because they want to be just like you

تنها دلیلی که باعث می شود یک نفر از تو متنفر باشد ، اینست که می خواهد دقیقا مثل تو باشد

a smile from you , can bring happiness to anyone , even if they dont like you

یک لبخند از طرف تو می تواند موجب شادی کسی شود ، حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند

every night from you , someone thinks about you before he / she goes to sleep

هر شب ، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می کند

you are special and unique , in your own way

تو در نوع خود استثنا و بی نظیر هستی

someone that you dont know even exits , love you

یک نفر تو را دوست دارد ، که حتی از وجودش بی اطلاع هستی

when you make the biggest mistake ever , something good comes from it

وقتی بزرگترین اشتباه زندگیت را انجام می دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود

 when you think the world has turned its back on you , take a look 

وقتی خیال می کنی که دنیا به تو پشت کرده کمی فکر کن

you most likely turned your back on the world

شاید این تو هستی که به دنیا پشت کرده ای

always tell someone how you feel about them you will feel much better when they know

همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن ، وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه می شوند احساس بهتری خواهی داشت                      

if you have great friends , take the time to let them know that they are great

وقتی دوستان فوق العاده ای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق العاده هستند

the fact of a person is not the same that the person shows , haply the fact is same that the person cant show it

حقیقت انسان به آنچه اظهار می کند نیست ، بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است

if you want to identify a person listen to his unsaid not said

بنابر این اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش ، بلکه به نا گفته هایش گوش کن

overrate to your behavior more that your prestige , because

به خصلت های خود بیش از آبرو و حیثیت اهمیت بدهید ، زیرا

behaviors are the sign of your facts but prestige is what others thought a bout u

خصلت ها نشانه واقعیت وجودی شماست ، در حالی که آبرو و حیثست نشانه طرز تفکری است که دیگران در باره شما دارند

 all moments are beautifull , you should accept and be ready to deference 

تمام لحضه ها زیبا هستند ، این تو هستی که باید پذیرنده باشی و آماده تسلیم

all moment are full of gifts , you should see

تمام لحضه ها سرشار از نعمت اند ، این تو هستی که باید توانایی دیدن داشته باشی

allmoments are full of invocation , if you accept all with a deep thank , there will be no problem

تمام لحضه ها با نیایش همراهند ، اگر همه را با سپاسی ژرف بپذیری هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد

نوشته شده در دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

البته آب ریخته را نتوان به کوزه باز گرداند اما قانونی هم تدوین نشده که فکرش را منع کرده باشد .

اگر عمر دوباره داشتم می کوشیدم اشتباهات بیشتری را مرتکب شوم ، همه چیز را آسان می گرفتم از آنچه در اول عمرم بودم ابله تر می شدم ، فقط شمار اندکی از رویدادهای جهان را جدی می گرفتم ، اهمیت کمتری به بهداشت می دادم ، به مسافرت بیشتر می رفتم ، از کوه های بیشتری بالا می رفتم و در رودخانه های بیشتری شنا می کردم ، بستنی بیشتر می خوردم و اسفناج کمتر ، مشکلات واقعی بیشتر می داشتم و مشکلات واهی کمتر .

آخر ببینید من از آن آدمهایی بودم که بسیار محتاط و خیلی عاقلانه زندگی کرده ام ساعت به ساعت روز به روز . البته من هم لحضات خوشبختی داشته ام اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظات خوشی بیشتر می داشتم . من هرگر جایی بدون یک دما سنج ، یک شیشه دارو ، یک پالتوی بارانی و یک چتر نجات نمی روم .

اگر عمر دوباره داشتم سبک تر سفر می کردم ، اگر عمر دوباره داشتم وقت بهار زودتر پا برهنه راه می رفتم و وقت خزان دیر تر به این لذت خاتمه می دادم ، از مدرسه بیشتر جیم می شدم ، گلوله های کاغذی بیشتری به معلم هایم پرتاب می کردم ، سگ های بیشتری به خانه می آوردم ، دیر تر به رختخواب می رفتم و می خوابیدم ، بیشتر عاشق می شدم ، به ماهیگیری بیشتر می رفتم ، پایکوبی و دست افشانی بیشتر می کردم ، سوار چرخ و فلک بیشتر می شدم ، به سیرک بیشتر می رفتم ، در روزگاری که تقریبا همگان وقت و عمرشان را وقف بررسی وخامت اوضاع می کنند من بر پا می شدم و به ستایش و سهل و آسان گرفتن اوضاع می پرداختم زیرا من با ویل دورانت موافقم که می گوید " شادی از خرد عاقل تر است "

اگر عمر دوباره داشتم گل مینا از چمنزار ها بیشتر می چیدم

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٠ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

کاری را انتخاب کن که با ارزش های تو هماهمنگی داشته باشد

برای دفاع در مورد انتقادی که از تو می کنند وقت تلف نکن

از افراد منفی دوری کن 

به بهانه اینکه پولی برای فرزندانت به ارث بگذاری ناخن شکنی نکن 

شرافتمند باش

تمیز و آراسته باش

هرگز از بدست آوردن آنچه حقیقتا می خواهی نا امید نشو کسی که آرزوهای بزرگ دارد بسیار موفق تر از کسی است که فقط واقعیت ها را در دست دارد 

یادت نرود بالاترین نیاز عاطفی هر کس مورد تحسین واقع شدن است

فرزندانت را ترغیب کن بعد از سن 16 سالگی کاری نیمه وقت پیدا کنند

متنی را که باید امضا کنی به دقت بخوان یادت باشد که معمولا امضای بزرگ علامت دادن و امضای کوچک علامت گرفتن چیزی است                                                        

به دیگران فرصتی دو باره بده نه سه باره

هرگز در هنگام خشونت دست به عمل نزن 

چیز های کم اهمیت را تشخیص بده و سپس آنها را نادیده بگیر

وضع و حالت خوبی داشته باش  ، با اعتماد به نفس وارد اتاق شو 

هر کجا به پیش داوری و تبعیض بر خوردی با آن مبارزه کن

از هرچه داری استفاده کن و نگذار در اثر بلا استفاده ماندن بپوسد

عاشق پیشه باش

بگذار دیگران بفهمند در چه مورد ایستادگی میکنی و در چه مورد ایستادگی نخواهی کرد

پیش از دریافت شغل تازه از شغلت استعفا نکن

هرگز از کسی که چک حقوقت را امضا میکند اتنقاد نکن اگر از کارت راضی نیستی استعفا کن

به طرز ارضا نشدنی کنجکاو باش و از کلمه های چرا زیاد استفاده کن

مردم را به قدرت قلبشان اندازه بگیر نه به قدرت حساب بانکیشان

یاد بگیر چگونه لوله آب دستشویی را تعمیر کنی

بهترین دوست همسرت باش 

نگران نباش که مبادا نتوانی بهترین چیزها را به فرزندانت بدهی ، بهترین آنچه را میتوانی به آنها بده 

شیر کم چربی بنوش

گوشت قرمز کم بخور

کیفیت یک محله را از روی رفتاری که مردم آن محله می کنند بسنج

به کسی غبطه نخور

نمک کم بخور

برای همه موجودات زنده احترام قائل باش

اتومبیلی را که امانت گرفته ای با باک پر پس بده

نوشته شده در چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

  خیال خام پلنگ من به سوم ماه جهیدن بود

و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من - دل مغرورم - پرید و پنجه به خالی زد

که عشق - ماه بلند من - ورای دست رسیدن بود

گل شکفته ! خداحافظ ، اگرچه لحضه دیدارت

شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خط موازیم آری ، موازیان به ناچاری

که هردو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده ، دوباره زنده نشد اما

بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم ، شرنگ ریخت به کام من

فریبکار دغل پیشه ، بهانه اش نشنیدن بود

چه سرنوشت غم انگیزی ، که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود

حسین منزوی

گویند پلنگ را خوی غریبی است که هیچ کس و هیچ چیز را نمی تواند بالاتر از خود ببیند . در شب های بدر کامل ، دیدن ماه بلند پلنگ را به خشم و جنونی می کشاند که از سنگ ها و صخره ها برجهد و حریف گستاخ را از افلاک به خاک فرو نشاند . فاجعه زندگی پلنگ نیز وقتی شکل می گیرد که می پندارد در جهشی از فراز قله ، بر ماه دست خواهد یافت . اما غرور شکسته پلنگ وقتی به باطل بودن خیالش پی می برد که به خیره چنگ در هوا زده و نومید و خسته با استخوان های درهم شکسته از پرواز بی ثمرش ، بر صخره های تیز فرو افتاده است و زخم های مهلکش مهتاب را به خون بیاراسته .

نوشته شده در جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

wishing you all the peas . joy and love of the season برای تو تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو می کنم

season s greetings ! تغییر فصل رو بهت تبریک می گم

happy new year سال نو مبارک هورا

 

there is no ideal new year هیچ سال نویی ایده آل نخواهد بود

 . only the one christmas you decide to make as a reflection of your values . desires . affections . traditions مگر اینکه تو تصمیم بگیری اون رو به باز تابی از ارزش ها ، خواسته ها ، علاقه ها و قوانین خودت تبدیل کنی لبخند

 

 new year gift may be many things هدیه سال نو می تونه خیلی چیز ها باشه

or it may be a few میتونه چیز خاصی هم نباشه !

for you the joy is each new toy برای تو هر اسباب بازی جدیدی می تونه لذت آور باشه

for me its watching you برای من دیدن تو قلب

 

 پیشنهاد عید نوروز :

to your enemy : for giveness برای دشمن خود : بخشش

to an opponent : tolerance برای رقیب : تحمل

 to a friends : your hearts برای دوستانت : قلبت

to yourself : respect برای خودت : احترام ماچ

 

faith makes all things possible ایمان باعث میشه همه جیز ممکن باشه

 hope makes all things work امید باعث میشه همه چیز کار کنه

love makes all things beautiful عشق باعث میشه همه چیززیبا تر بشه

i hope have all the three for this new year امیدوارم هر سه رو برای سال نو داشته باشی چشمک

 

 from home to home  از خانه به خانه

and heart to heart  و قلب به قلب

from one place to another  از یک مکان به مکان دیگر

the warmth and joy ao noroz گرمی و لذت نوروز

brings us closer to each other برای ما نزدیک به یکدیگر بودن را به ارمغان می آورد مژه

 

lets welcome the year which is fresh and new بیا به سالی که جدید و تازه است خوشامد بگیم

lets cherish each moment it beholds  بیا تک تک لحضه هاشو گرامی بداریم

lets celebrate this blissful new year بیا این سال نو پر برکت رو جشن بگیریم بغل

 

عید حقیقی را کسانی درک می کنند که با یک چشم به گذشته بنگرند و با چشم دیگر به آینده لبخند بزنند لبخند

با آروزی سلامتی همه بیمارها و قبولی همه پشت کنکوری ها لبخند

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

لای لای لای ای پسر کوچک من            دیده بر بند که شب آمده است

دیده بر بند که این دیو سیاه            خون به کف خنده به لب آمده است

سر به دامان من خسته گذار                    گوش کن بانگ قدم هایش را

کمر نارون پیر شکست                             تا که بگذاشت بر آن پایش را

آه بگذار که بر پنجره ها                              پرده ها را بکشم سر تا سر

با دو صد چشم پر از آتش و خون           می کشد دم به دم از پنجره سر

از شرار نفسش بود که سوخت              مرد چوپان به دل دشت خموش

وای آرام که این زنگی مست                   پشت در داده به آوای تو گوش

یادم آید که چو طفلی شیطان                             مادر خسته خود را آزرد

دیو شب از دل تاریکی ها                                بی خبر آمد و طفلک را برد

شیشه پنجره ها می لرزد                                تا که او نعره زنان می آید

بانگ سر داده که کو آن کودک                   گوش کن پنجه به در می ساید

نه ، برو دور شو ای بد سیرت                               دور شو از رخ تو بیزارم

کی توانی بربائیش از من                                    تا که من در بر او بیدارم

ناگهان خامشی خانه شکست                     دیو شب بانگ بر آورد که : آه

بس کن ای زن که نترسم از تو                     دامنت رنگ گناه است ، گناه

دیوم اما تو ز من دیو تری                                       مادر و دامن ننگ آلوده

آه بردار سرش از دامن                                          طفلک پاک کجا آسوده

بانگ می میرد و در آتش درد                           می گدازد دل چون آهن من

می کنم ناله که کامی کامی                        وای بردار سر از دامن من . . .

 

شعری از فروغ بود برای پسرش در زمستان 1333 - اهواز

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

یادمان باشد در این بهر دو رنگی و ریا                           دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم

یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست                  دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم

یادمان باشد دگر لیلی و مجنونی نیست          به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم

یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد                 طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم                  گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

 خود بسازیم به هر درد که از دوست رسد                     بهر بهبود ولی فکر وفایی نکنیم

جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم              شکوه از غیر خطا هست خطایی نکنیم

و به هنگام عبادت سر سجاده عشق                        جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یاور خویش بدانیم خدا یاران را                              جز به یاران خدا دوست وفایی نکنیم

گله هرگز نبوده شیوه دلسوختگان                      با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم

 یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم                  وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست                گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

دوستداری نبود بندگی غیر خدا                             بی سبب بندگی غیر خدایی نکنیم

مهربانی صفت بارز عشاق خداست                        یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد                    طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم            یاد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم

گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد           دل دیوانه من بهر که افتاده به خاک

این همه گفتم و گفتم که رسم آخر کار               به تو ای عشق تو ای یار تو ای بهر نیاز

یاد من هست که دیگر دل من تنها نیست       یاد من هست که دگر دل تو مال من است

یاد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک            یاد تو باشم و هر دم بکنم راز و نیاز

یاد تو باشد از این پس من و تو ما شده ایم                                                       

                                                   هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ایم

                                                                                                  هوروش نوابی

نوشته شده در چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

I wish I was your lover کاش معشوق تو بودم
You know Igot this feeling that Ijust cant hide میدونی یک احساسی دارم که نمی تونم پنهان کنم
I try to tell you how I feel سعی می کنم که بهت بگم احساسم چیه
I try to tell you about I’m me سعی می کنم که بهت بگم ولی من
Words don’t come easily کلمات به آسانی نمی آیند
When you get close I share them وقتی تو نزدیک می شی او نا رو تقسیم می کنم
I watch you when you smile من تماشات می کنم وقتی تو لبخند می زنی
I watch you when you cry من تماشات می کنم وقتی تو گریه می کنی
And I still don’t understand و من هنوز نفهمیدم
I can’t find the way to tell you راهی رو برای گفتن پیدا نکردم
I wish I was your lover ای کاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine ای کاش تو مال من بودی
Baby I got this feeling عزیزم من این احساس دارم
That I just can’t hide که نمی تونم پنهانش کنم
Don’t try to run away سعی نکن فرار کنی
There’s many thing I wanna say خیلی چیزهاست که باید بهت بگم
No matter how it ends فرقی نمی کنه چطوری تموم بشه
Just hold me when I tell you فقط به من گوش کن وقتی که بهت می گم
Oh I need is a miracle چیزی که من می خوام یک معجزه است
Oh baby all I need is you عزیزم همه ی چیزی که من می خوام تویی
All I need is a love you give همه ی چیزی که می خوام یک عشقی است که تو به من بدی
I wish that you were mine ای کاش تو مال من بودی
Just wanna be your lover فقط می خوام که معشوق تو باشم
Just wanna be the one فقط می خوام تنها (یکی ) باشم
Let me be the lover بذار معشوقت باشم
Let me be the one بذار تنها ( یکی ) باشم
Yeah Yeah . آره آره

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

to fall in love

عاشق شدن 
To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find money in a pant that you haven""t used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!
Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی
To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !
To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره
To be part of a team.
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !
To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره
remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی
These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

نوشته شده در دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

سلام دوستان امروز دوشنبه 2 اسفند 89 و ساعت 18 : 17 دقیقه است و اولین روز تاسیس وبلاگم در پرشین بلاگه من مهشید اخوان هستم متولد شهریور 71 ، ساکن تهران و در حال حاضر پشت کنکور . از اینکه من رو قابل دونستین و به وبم سر زدین ممنونم . تصمیم گرفتم وبم رو با یه شعری که واقعا دوسش دارم شروع کنم و تقدیم به همتون می کنم :

کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم 
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت 
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی :
از این عشق حذر کن
لحضه ای چند بر این نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم : حذر از عشق !؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم نتوانم !
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تونشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم . . .
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم نتوانم !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت . . .
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید !
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم
نه گرفتی از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی از آن کوچه گذر هم . . . 
" بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم "

" بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم " . . . 

نوشته شده در دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ توسط مهشید اخوان نظرات () |

Design By : Mihantheme